محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
510
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( ليست بداركم و لا منزلكم الّذي خلقتم له . . . ) آيا عقل و نيروهاى گوناگون در انسان نهاده شده است تا مدت زمان كوتاهى در زمين زندگى كنند و سپس بدون هيچ بازگشتى از آن رخت بربندند ؛ گويا كه مدتى در رستوران يا قهوهخانهاى بودهاند ؟ ! آفريدگار انسان در پاسخ به اين پرسش چنين فرموده است : « براى شما در زمين قرارگاه و تا چندى برخوردارى خواهد بود . » « 1 » و نيز : « اى قوم من ، اين زندگى دنيا تنها كالايى [ ناچيز ] است و در حقيقت آن آخرت است كه سراى پايدار است . » « 2 » بنابراين انسان براى جهان جاويدان و نه خانه فانى دنيا آفريده شده است . ( و سابقوا فيها إلى الدّار الّتي دعيتم إليها و انصرفوا بقلوبكم عنها ) اگر دنيا گذرگاهى بيش نيست ، پس اينهمه درگيرى و جنگ براى لذتها و شهوات آن براى چيست ؟ آيا بهتر آن نيست كه براى خانه جاودانى آخرت كار و تلاش كنيم ؟ ( و لا يخنّنّ أحدكم خنين الأمة على ما زوي عنه منها ) به بهره كمى از دنيا بسنده كنيد و برآنچه در دنيا از دست دادهايد ، نگرييد . ( و استتمّوا نعمة اللّه عليكم بالصّبر على طاعة اللّه . . . ) خداوند نعمتهاى فراوان به شما داده است ؛ پس در سپاس از نعمتهايش پرهيزگارى كنيد . ( و إنّه لا يضرّكم تضييع شيء من دنياكم بعد حفظكم قائمة دينكم . . . ) هركس دين خود را پاس دارد ، مال و مقام و سلامتى و فرزند از دست رفته ، نبايد به او آسيبى برساند . همه دنيا نيز براى كسى كه دين خود را از دست داده باشد ، سودى ندارد : « بگو آيا شما را از
--> ( 1 ) . وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ بقره / 2 : 36 . ( 2 ) . يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ غافر / 40 : 39 .